تبليغاتX
مديريت كسب و كار ايراني

اين كار آنقدرها هم كه به نظر مي‌رسد احمقانه نيست. كسب و كارهاي زيادي اين كار را تنها با كمي تفكر خلاقانه و خارج از محدوده (thinking outside of the box) انجام داده‌اند.

يكي از هزينه‌هاي روزانه كه قابليت تبديل شدن به سود را دارد هزينه دور ريختن ضايعات و دورريختني‌هاست. به جاي دور ريختن آنها يا حتي بدتر از آن، پول دادن به كسي براي بردن آنها، بنشينيد و فكر كنيد كه آيا راهي براي استفاده از اين مواد وجود دارد يا نه.

براي مثال در امريكا، يك توليدكننده امريكايي هزينه 35000 دلاري بيرون ريختن تراشه‌هاي چوبي را با تبديل آنها به كفي و زيرانداز جهت استفاده در مرغداري و اسطبل به سود 15000 دلاري تبديل نمود.

كسب و كارهاي خانگي نيز مي‌توانند هزينه‌ها و مواد دورريختني خود را به سود تبديل نمايند. فاطمه رجبي در تهران مزون طراحي لباس و تزئينات دست‌ساز دارد. او به جاي دور انداختن پارچه‌هاي اضافي و يا قطعات چوب و ديگر مواد يا نگه داشتن آنها در كمدها، آنها را بسته‌بندي كرده و دوباره به فروش مي‌رساند. او آنها را در كيسه‌هاي پلاستيكي شفاف گذاشته و با خود به شو‌هاي لباس و نمايشگاههاي كارهاي دستي خود مي‌برد و در معرض ديد همگان مي‌گذارد.

16 راه صرفه‌جويانه براي ارتقاي پول جيب شما!
+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 11:43 |

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد  حرکتی کرد  که  دورش کند اما کاغذی را  در دهان سگ  دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود    " لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود  سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت  .سگ هم  کیسه راگرفت و رفت .

قصاب که کنجکاو شده بود و از  طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .

سگ  در خیابان  حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا  چراغ سبز شد و  بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو  حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .

  اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد   دوباره شماره انرا چک کرد   اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.

  اتوبوس در حال حرکت به سمت  حومه شهر  بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.

سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و   کمی عقب رفت و خودش را به در  کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.

سگ به طرف محوطه باغ رفت   و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.

  مردی  در را باز کرد و شروع  به فحش دادن  و تنبیه  سگ و کرد.

قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است  .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.

مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!

 

نتیجه اخلاقی :

اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.

و دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است .

سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است. 

پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم

+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 7:48 |
ارتباطات،‌ را مي‌توان بي‌شك مهمترين جزء هر رابطه تجاري در دنياي بيش از پيش درهم تنيده امروز دانست. هر روزه به تعداد كتابهايي كه به موضوعات اختلافات فرهنگي و سايه آن بر روابط كسب و كار مي‌پردازند افزوده مي‌شود.

از آن دسته اند كتابهايي كه در مورد نحوه ارتباط، مذاكره و معامله با چيني‌ها و هندي‌ها براي تجار امريكايي و اروپايي نوشته شده‌اند. و يا كتابهاي بي‌شماري كه در مورد زبان بدني و گونه‌هاي مختلف آن در زيرشاخه‌هاي فرهنگي مختلف نوشته شده‌اند.

به زودي من هم سميناري را در خصوص "مذاكره چيني" آماده خواهم كرد. در اين سمينار به بررسي اصول اصلي و لايه‌هاي زيرين تفكر چيني و روشهاي مختلف بهره‌برداري از آنها پرداخته مي‌شود. شايد هم سفري به چين برويم و از نزديك دوستان چشم بادامي را مورد آزمايش قرار دهيم!

خب، پس با من در اين نتيجه‌گيري كه لزوم درك زباني و فرهنگي طرف مقابل در هر رابطه تجاري از اهميت بي‌حدي برخوردار است، موافقيد! نه؟ خب، خوب است كه هستيد.

و كدامين از شما تا به حال با مقوله‌اي به عنوان زبان دوم براي همه آشنا شده است؟ زباني كه متعلق به هيچ قوم و ملت خاصي نبوده و باعث برتري بي‌دليل آن نمي‌شود؟ زباني كه به آساني و با بهره‌مندي از قواعد آسان و بدون استثنا مي‌توان در ۱۷ روز (در مقايسه با ۴ سال وقت و انرژي براي زباني مثل انگليسي) آن را فراگرفت؟ زباني با ريتم و آهنگ دلنشيني نزديك به ايتاليايي و اسپانيولي؟ زباني با دايره لغات كم و بسيار شبيه به ريشه‌ها و لغات زبانهاي لاتين و اروپايي؟ زباني كه هدف اصلي ايجاد آن همدلي و برابري انسانها و ارائه راه‌حلي براي كنارهم آوردن ملل مختلف بوده است؟

خانم‌ها و آقايان، مفتخرم كه به شما معرفي كنم: زبان بين‌المللي اسپرانتو ۱۰۰ سالگي خود را جشن مي‌گيرد. بله، تعجب نكنيد! صد سال شده است كه بشر به اين آرزوي زيبا و دست‌نايافتني دست يافته است.

آرم صدسالگي جنبش اسپرانتو

اين آرم جشن صدسالگي جنبش جهاني اسپرانتو است.

اگر علاقمند به كسب اطلاعات بيشتر در مورد اين فرصت تاريخي براي آموختن يك زبان جديد بين‌المللي و افزودن به قابليت‌هاي منحصر به فردتان هستيد به وبلاگ شاخه ايراني انجمن اسپرانتو سري بزنيد.

روز خوبي داشته باشيد!

 

براي رزرو اولين سمينار من در مورد "مذاكره چيني" اين فرم مشخصات را پر كرده و به من ميل بزنيد و جاي خود را رزرو كنيد!

+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 8:28 |