تبليغاتX
مديريت كسب و كار ايراني
عكس زير را نگاهي بيندازيد! چند وقت پيش كه براي انجام كاري به يكي از نمايندگي‌هاي سايپا رفته بودم تابلوهاي معرفي افراد مسئول را روي ميز ديدم و بسيار لذت بردم. حس خيلي خوبي است وقتي ببينيد كه به عنوان يك مشتري به شما و نظرتان بها داده مي‌شود. به ويژه اين كه اين بها دادن با يك سوال صد در صد ذهني (subjective) از شما پرسيده مي‌شود و نه يك معيار عيني (objective)



ممكن است برخي خرده بگيرند كه اين روش نظرسنجي علمي و دقيق نخواهد بود ولي من فكر مي‌كنم از آنجا كه مشتري‌مداري هدف اصلي و غايي هر كسب و كار است پس هر كاري نيز اگرچه 100 درصد كامل و خوب انجام گرفته باشد ولي نتواند رضايت مشتري را از ديدگاه ذهني وي برآورده سازد در انجام ماموريت خويش ناموفق ارزيابي مي‌گردد. و اين ترجمان دقيق عبارت (Customer is the King) مي‌باشد.

براي پست‌هاي بعدي سعي مي‌كنم با اين تلفن تماس بگيرم و برخورد پاسخ‌دهنده را بسنجم. بازخوردش را هم برايتان خواهم نوشت.

+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 17:12 |

معلم انشا به بچه‌ها ميگه موضوع انشا اين دفعه اينه كه: اگر مديرعامل بوديد چه مي‌كرديد؟

بعد ميبينه همه تند و تند و با هيجان شروع كردند به نوشتن به جز يك نفر كه نشسته و داره از پنجره بيرون رو تماشا مي‌كنه...

معلم ازش مي‌پرسه: چرا تو هيچي نمي‌نويسي؟

بچه ميگه: منتظرم تا منشي‌ام بياد!


+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 23:31 |


Last night I had the sweetest dream of any man in its most perfect way!

Hurray for me.


+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 14:16 |
براي دومين سال متوالي گوگل به عنوان بهترين جاي كار در دنيا در فهرست مجله فورچون قرار گرفت كه در اين مورد قبلا نوشته بودم. قول داده بودم كه برايتان بگويم چرا اين انتخاب صورت گرفته است. چرا كه به نظر نمي‌رسد آن طور كه ما فكر مي‌كنيم بالاترين ميزان پرداختي، سابقه بالاي كاركنان در شركت، تعادل در بين تعداد زنان و مردان، و يا توجه به اقليت‌ها دليل آن باشد. امروز يك ويديو در اين مورد ديدم كه در آن به نكته جالبي اشاره شده بود. كارمندان گوگل سه فاكتور اصلي ماندنشان در گوگل را چنين گفته اند:
  1. انعطاف‌پذيري (flexibility)
  2. امنيت مالي (financial security)
  3. فرصت داشتن براي به انجام رساندن امور مهم (opportunity to get things done)
... و ما همه با هم فكر مي‌كنيم!

+ اين ويديو را ببينيد.
+ وبلاگ دوست عزيز من پژمان كه در گوگل (ايرلند) مشغول است را اگر علاقمند به گوگل هستيد از دست ندهيد.
+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 13:53 |
يكي از مهمترين فعاليتهاي يك وبلاگ‌نويس مرور وبلاگ‌هاي ديگران و اجتماعي شدن در وبلاگستان است. امروز داشتم وبلاگ دانا رو در خوراك‌خوانم مرور مي‌كردم كه اتفاقي به اين پستش برخوردم. در اون راجع به نبود يك نظام سيستمي ديتينگ و آسيب‌هاي اون بحث شده بود همراه با يك لينك به ويكي‌پديا در مورد تعريف ديتينگ (ملاقات پسر و دختر). چون معمولا توي كلاس‌هام شاگردا زياد تفاوت بين ديتينگ و ساير فعاليتهاي اجتماعي دو نفري يا گروهي رو مي‌پرسند برام جالب بود كه اون مقاله رو مطالعه كنم. وقتي اون رو مطالعه كردم به نظرم خيلي كامل اومد. از دستش ندين. از دكتر دانا هم متشكرم.

+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 10:13 |

شما! بله، شما كه يك كسب و كار داريد! امروز بايد دست از كار بكشيد و مفصل راجع به كسب و كارتان فكر كنيد تا بتوانيد يك زندگي مجزا به آن ببخشيد. ها؟ بله؟ ... از اين حرفها سر در نمي‌آوريد؟

توضيح مي‌دهم. اگر شما هم مثل بسياري از صاحبان كسب و كارهاي كوچك باشيد؛ يعني كسب و كاري را با انجام دادن كاري آغاز كرده‌ايد كه آن را به خوبي انجام مي‌داديد؛ مثلا ساختن وب‌سايت، نقاشي منازل، لوله‌كشي، حسابداري و يا حتي طراحي و فروش تي‌شرت. بعد متوجه شديد كه بايد چگونگي آوردن مشتري و جريان درآمد به كسب و كارتان را هم بلد باشيد، پس رفتيد سراغ يادگيري بازاريابي و علاوه بر انجام كار خودتان يا توليد محصولاتتان فعاليتهاي بازاريابي را نيز انجام داديد. آنگاه، احتمالا، كمي مشغله‌تان بيشتر شد و نهايتا تصميم گرفتيد كه كسي را استخدام كنيد. ولي واي به آن روز! چرا كه كارمندانتان هميشه با مشكلاتشان به شما رجوع مي‌كنند و شما بايد كاري برايشان انجام دهيد.

پس حالا بجاي اينكه كسب و كارتان را اداره كنيد، كسب و كارتان است كه شما را پاره مي‌كند. شما از هميشه بيشتر كار مي‌كنيد، سربار بيشتري داريد، زمان كمتري نزد شماست، و سود و عايدي‌تان به اندازه قبل هم نيست.

چه مي‌توان كرد؟

اول از همه از خودتان بپرسيد چه كارهايي را نبايد انجام دهيد. اگر به راستي مي‌خواهيد يك كسب و كار را اداره كنيد (در مقابل اينكه بخواهيد كاري براي انجام دادن دست خودتان داده باشيد) بايد تا حد امكان كارها را سامان‌مند (سيستماتيك) و استاندارد نماييد. وقتي سامانه‌هاي شما به جاي خود و كاملا مستند بوده و كارمندانتان آموزش‌هاي لازم را ديده باشند، شما مي‌توانيد كارهايي را كه خودتان انجام مي‌دهيد به آنها و يا حتي يك دستگاه محول نماييد. وقتي وظيفه‌اي را به يك كارمند محول مي‌كنيد آنها را در قبال انجام آن با كمترين درخواست كمك به شما مسئول بدانيد. به اين ترتيب شما وقت بيشتري خواهيد داشت تا تصميم‌هاي كلان كسب و كارتان را اتخاذ كنيد.

+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 9:13 |