تبليغاتX
مديريت كسب و كار ايراني
خانم‌ها و آقايان
  1. عيد همگي مبارك! مسروريم به اطلاع همگي برسانيم نوروز سال 1387 تا دقايقي ديگر به روي سن خواهد آمد. پس اون دست خوشگله رو براش بزنيد كه صداش تا هفت تا كوچه اونورتر هم بره... شله شله شله! آآآآآآماششالله

  2. ما در اين دم نوروزي، بيكار بوده‌ايم و كمي هم وطنمان عرق كرده بود كه به صرافت اوفتاديم به جهت وبلاگمان از خود لوگوي نوروزي ول كنيم تا مشت محكمي باشد بر دهان حضرت گوگل (سلام پژمان جان) كه با آن هيكلش هنوز نوروز ما را وقعي نمي‌نهد و نمي‌داند كه ما ايرانيان مستعد ول كردن هرگونه بمبي اعم از گوگلي، اتمي، خوشه‌اي، كيلويي، متري و ... (و حتي بمبهاي شيميايي از نوع هنگام خواب!!!) مي‌باشيم و زنهار كه پايش را روي دم ما گذارد و يا لوگويي درخور پيشكش ننمايد.
    نظرتان چيست؟ خوشتان مي‌آيد از لوگوي ما؟ اگر راه بدهد ميل نموده‌ايم تا پايان فروردين ماه بر سر در ملوكانه حفظش نماييم. حفظه الله.

  3. در اين سال نو رزولوشن‌هاي بي‌شمارمان را مجتمع و خلاصه نموده و عصاره آن را در سه محور يادداشت نموده‌ايم. اميدواريم كه سايه همايوني‌مان شامل خودمان نيز باشد و در پناه آن به اهداف و اميال شاهانه‌مان برسيم. دوست داريم ولي نمي‌توانيم اميال ظل‌السلطاني‌مان را برايتان آشكار سازيم ولي قول مساعد مي‌دهيم به محض برآورده‌شدن، در همين جا اعلام نماييم!

  4. عزم نموده‌ايم ناصرالدين ميرزا را نيز كه ملاحت طبعي در خور دارد به فريضه وبلاگ‌نويسي دعوت نماييم تا آبرويي باشد براي وبلاگستان. به سبب اين امر مهمه و من باب نگوشيشن و مذاكره به زودي راهي بلاد آن شاهزاده گشته خواهيم شد. مراتب باستحضار خواهد رسيد.
+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 و ساعت 18:15 |

بسياري از صاحبان كسب و كارهاي كوچك آرزوهاي بزرگي در سر دارند. و اغلب الگوهاي شخصي نيز براي خود برگزيده‌اند. اين الگوها عموما افراد صاحب‌نامي هستند كه صاحب كسب و كار وسيع و ثروت و شهرت فراوان مي‌باشند: بيل گيتس، مايكل جردن، ديويد بكام، سرگئي برين و لري پيج و ...

وارن بافت، دومين مرد ثروتمند جهان، يكي از كساني است كه به عنوان الگوي بسياري از جوانان آتيه‌دار و جوياي موفقيت مطرح مي‌باشد. او كه اكنون پا به سن گذاشته گنجينه‌اي از تجربيات گرانبهاست كه پس از يك عمر سرمايه‌گذاري و مشاهده ظهور و سقوط‌ها به دست آورده است. بد نيست كمي با عقايد او آشنا باشيم و بدانيم دنيا را چگونه مي‌بيند. مطمئنا براي كساني كه مي‌خواهند مسير زندگي خود را به گونه‌اي طراحي كنند كه احتمال موفقيت بيشتري داشته باشد راه ايمن‌تري است.

  • بافت اولين سهام خود را در سن يازده سالگي خريد و اكنون حسرت مي‌خورد كه چقدر دير شروع كرد!
  • بافت در چهارده سالگي از محل پس‌اندازهايش يك مزرعه خريد. پس‌اندازهاي او حاصل توزيع روزنامه بود.
  • بافت هنوز در همان خانه سه خوابه در اوماها (كه 50 سال پيش در هنگام ازدواج خريداري كرد) زندگي مي‌كند و مي‌گويد هرآنچه كه لازم دارد در آن يافت مي‌شود. خانه او ديوار يا حصار ندارد.
  • بافت خودش رانندگي مي‌كند و راننده يا محافظ شخصي ندارد (من در اين مورد مطمئن نيستم، چطور مي‌شود اين را تحقيق كرد؟)
  • بافت با وجودي كه صاحب بزرگترين شركت جت اختصاصي است خود هيچگاه با هواپيماي اختصاصي مسافرت نمي‌كند.
  • شركت او، بركشاير هثوي، صاحب 63 شركت ديگر است. بافت هر سال تنها يك نامه به روساي اين شركت‌ها مي‌نويسد و اهداف سالانه را به ايشان مي‌دهد. هيچ‌گاه ملاقات يا تماس‌هاي مرتب با آنها ندارد.
  • او به روساي شركت‌ها دو قانون را يادآوري مي‌كند:
    • قانون اول: پول سهامدارانتان را نسوزانيد.
    • قانون دوم: هيچ‌گاه قانون اول را فراموش نكنيد.
  • بافت با افراد سطح بالاي جامعه معاشرت نمي‌كند. بلكه وقتي به خانه مي‌رسد پاپ‌كورن براي خودش درست مي‌كند و به تماشاي تلويزيون مي‌نشيند.
  • بافت نه موبايل با خود مي‌برد و نه از كامپيوتر در دفتر كارش استفاده مي‌كند.

بيل گيتس، ثروتمندترين فرد جهان، بافت را براي اولين بار پنج سال پيش ملاقات كرد. گيتس فكر نمي‌كرد نقطه اشتراكي با بافت داشته باشد بنابراين برنامه ملاقات را براي نيم ساعت تنظيم كرد. ولي وقتي با او ملاقات كرد جلسه‌شان 10 ساعت طول كشيد و گيتس به يكي از مريدان او تبديل شد.


و اما، شايد برايتان جالب باشد وارن بافت به جوانان توصيه مي‌كند كه:

«از كارت‌هاي اعتباري (وام‌هاي بانكي) پرهيز كنيد و در خودتان سرمايه‌گذاري نماييد. همواره به ياد داشته باشيد:»

  1. پول يك مرد را نمي‌سازد ولي يك مرد پول مي‌سازد
  2. زندگي‌تان را هرچه ساده‌تر كنيد
  3. به ساز ديگران نرقصيد، فقط به آنها گوش دهيد ولي كاري را كنيد كه احساس خوبي راحع به آن داريد.
  4. دنبال نام‌هاي تجاري نباشيد؛ تنها چيزي را بپوشيد كه در آن راحت هستيد.
  5. پولتان را براي چيزهاي غيرضروري هدر ندهيد؛ بلكه آن را براي چيزهايي خرج كنيد كه واقعا بهشان نياز داريد.
  6. اين زندگي شماست، پس به ديگران اجازه ندهيد راجع به آن تصميم بگيرند

شادترين افراد لزوما بهترين چيزها را ندارند. بلكه قدر آن‌چه را مي‌يابند مي‌دانند


+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 21:0 |
آقاي غريب‌پور را مدتهاست كه مي‌شناسم و افتخار همنشيني با ايشان را داشته‌ام. همصحبتي با آقاي غريب‌پور تجربه دلپذيري است. خوش‌صحبتي و منطق بالايش به همراه داستان‌ها و تجربه‌هايي كه برايت مي‌گويد هيچ جايي براي خستگي نمي‌گذارد. حتي پس از ساعتها گفتگو...

من هميشه از كارهايش نيز لذت برده‌ام. چه ايكارو، چه قصه تلخ طلا، چه آهو ياهو، چه رستم و سهراب و چه اپراي مكبث كه در قسمتي از آن من هم كمك مي‌كردم و از نزديك شاهد روند كارها بودم.
ولي كلبه عموتم چيز ديگري است!



تو كارهاي قبلي غريب‌پور را مي‌شناسي ولي هر لحظه از نمايش غافلگيرت مي‌كند. تو كه گاه حوصله نشستن نيم‌ساعته را هم نداري، سه ساعت در سالن تئاتر مي‌نشيني و در هر لحظه از آن داستان تو را با خودش مي‌برد. گهگاه خيره اجراي بازيگران مي‌شوي و در جاهايي مبهوت تكنيك‌ها و ابداعات نو مانند لوكيشن‌هاي چرخ‌دار يا گاري‌دستي‌هايي كه آتش مي‌گيرند و بعضي اوقات فكر مي‌كني آيا مديريت و بازيگرداني 52 نفر روي صحنه تئاتر به آساني ممكن است؟
با اينكه داستان را مي‌داني و پيام آن نيز بارها و بارها در داستان‌ها و قالب‌هاي مختلف به تو منتقل شده است، نمي‌داني چرا هنوز نمايش تو را همراه خود مي‌كشد. پايان‌بندي هيجان‌انگيز آن ذهن تو را پر مي‌كند و بي‌اختيار روي پا مي‌ايستي و تا جايي كه توان داري دست مي‌زني. آنقدر دست مي‌زني...

البته اقاي غريب‌پور تنها نيست. در كنار همه همكاران و دستيارانش، غريب‌پور را شايد نتوان بدون فرشته‌اي كه به‌خاطر شيرين‌زباني، دانش، ذوق و هنرمندي همه‌جانبه‌اش خودش قيامتي است و بي‌جهت هنگامه نمي‌خوانندش تصور كرد. بقيه‌اش را به خودش مي‌گويم.
;)

تئاتر كلبه عموتم را كه تا پايان اسفند در فرهنگسراي بهمن اجرا مي‌شود از دست ندهيد.

+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 16:11 |