هفته گذشته براي ارائه كلاس استراتژي پيشرفته دكتر مشايخي
آماده شده بودم كه چند نفر از همكلاسيها از من خواستند قبل از كلاس بخشي از فصل
را براشون توضيح بدم. هيچ كلاسي خالي نبود بنابراين تصميم گرفتيم توي راهرو اين
كارو كنيم. من لپتاپ رو روي زمين گذاشتم و كنارش چهارزانو نشستم. اونا هم دور من
رو پر كردن و من شروع كردم به توضيح دادن.
حالت جالبي بود. مثل اين مارگيرها كه معركه ميگيرن و شروع
ميكنن به ورد خوندن و مردم هم چشم به دهن اون ميدوزن. اون هم از فرصت سوء استفاده ميكنه و تا قبل از اينكه جيب همه ملت رو خالي نكنه مار رو در نميآره!
«... به ياد مادر كه هر چي به پاش بريزي كمه. چهار تا جوون
ميخوام كه هر كدوم يه هزاري بيارن بزارن اينجا و بگن مرشد اينو به خاطر مادرم نذر
كردم ...» و معمولا بيشتر از چهار نفر داوطلب ميشن.
بعد از چند دقيقه ، دوباره مرشد فيلش ياد هندستون ميكنه و
ميگه «... رفيق، همراهه! خدا هيچكي رو بيهمراه نذاره. سه تا مرد ميخوام كه هر
كي يه هزاري بذاره اين وسط به ياد رفيق و بگه مرشد نه كه اينو من بخوام به تو بدم.
من اينو به رفيقم دارم ميدم...»
خلاصه يكي از بچهها كه داشت رد ميشد وضعيت رو كه ديد يه
پنجاهي گذاشت جلوي من. من هم برداشتم و گفتم مرسي جوون، ... من اينو نگه ميدارم! J
چند دقيقه بعد، وقتي كلاسها تعطيل شدن، دانشجوها در حالي
كه با چشمهايي از حدقه دراومده به ما زل زده بودن، از كلاس بيرون آومدن. هم به
خاطر اين وضعيت خندهدار و هم به خاطر اينكه ما براي خودمون اونجا هيبتي داريم
مثلا. بعضيها خودشون دست تو جيبشون كردن و بعضيهاي ديگه رو هم با چشم راهنمايي
كرديم كه بذار وسط !
فكر كنم تو همون ده دقيقه پول ناهار اون روزم رو درآوردم. كلي
حال داد و self actualization
ما رو قلقلك دارد. اين قضيه باعث شد كه كمي به راههاي سادهاي براي پول درآوردن
فكر كنيم. البته بگم كه منظور از پول درآوردن Fund Raising هست نه Earning. چون اصولا با اين روشها نميشه
زندگي رو گذروند. ولي فكر كنم براي هر كدوم از شما امتحان كردن يكي دوتاي از اونا،
به ويژه در دوران دانشجويي، خالي از لطف نباشه:
1. يك صندوق يا گلدون هدايا و نذورات در خوابگاه نصب كنيد. مثلا ميشه اگه چيزي داريد كه معمولا مورد درخواست ساير
دانشجوهاست (ماهيتابه، فوتبالدستي، يخچال و ...) اين گلدون رو كنار اون بگذاريد
تا هر كسي كه بخواد از اون استفاده كنه يه چيزي توش بندازه. يا حتي ميتونيد وقتي
ميخواهيد كامپيوتر همخوابگاهيتونو درست كنيد يا تو تكاليف و پروژهها كمك شون
كنيد، اونو همراه خودتون ببريد.
2. زير متكاها رو خوب بگرديد. معمولا پول خرد و اسكناسهاي كوچك زيادي اطراف جايي است كه ميخوابيد! از اين
كار نبايد خجالتزده باشيد. شما به اين پول احتياج داريد ديگه ، مگه نه؟
3. هماتاق پولدار براي خودتون انتخاب كنيد. شما ميتونيد هماتاقي رو پيدا كنيد كه حاضر باشه بجاي كار
كردن پولشو بده (اصطلاحا خشكه حساب كنه) بنابراين با هم يك قرارداد ميبنديد كه:
كار از من، خرج از تو.
4. اجرا. شما
استعدادهاي فراواني داريد. همشو بريزيد بيرون! سر راه مردم پانتوميم كنيد، ساز بزنيد،
چهره مردم را نقاشي كنيد، شعر بگيد يا هر كار سرگرمكننده ديگهاي كه ازتون برميآد.
البته حتما اون گلدون شماره 1 رو با خودتون ببريد.
5. مبادله. ثروت
و سرمايه حتما نقدي نيست كه! مثلا اگه شما طراح وبسايت هستيد ميتونيد به كسي كه
فضاي زيادي روي وب داره پيشنهاد بديد كه در مقابل طراحي يك وبسايت براي او،
مقداري فضا در اختيار شما قرار بده.
6. در قرعهكشيها و مسابقات جايزهدار شركت كنيد. اگه دنبال خريد لپتاپ هستيد ممكنه شركت توي يك مسابقه يا
قرعهكشي بانك شما رو به اون يا حداقل پولش نزديك كنه. روزنامهها رو دنبال اقلامي
كه مورد نياز شما هستند بگرديد. حتما يه مسابقهاي چيزي پيدا ميشه.
7. از نزديكان خود پول بگيريد! اين راه در برخي موارد كمي دور از شرافت و كرامت انساني
است :D ولي خوب ديگه جيب اين چيزا سرش نميشه. هميشه سعي كنيد
جوري اين كارو بكنيد كه شبيه گدايي به چشم نياد.
8. از تعطيلات و مناسبتها بهترين استفاده را بكنيد. اين زمانها فرصتهاي خوبي براي پول درآوردن هستند. حالا
اينكه چه كارايي ميشه كرد ديگه با خودتون. براي راهنمايي مراجعه كنيد به فيلم
محشر بوي خوش زنِ آل پاچينو
اگه كسي راه جالب ديگهاي به نظرش رسيد تو كامنتها بنويسه.
بياين با هم اين پست رو تبديل كنيم به «نسخه راهحل نهايي پول درآوردن»
براي همه كساني كه به پول احتياج فوري دارن! حتما دقت كنيد كه پيشنهادتون بايد
موقتي (و نه دائم)، جالب و هيجانانگيز، غيرمعمولي و بدون نياز به انرژي يا
ملزومات زياد باشه. البته اينا قوانين الهي نيستن و اگه فكر ميكنين پيشنهادتون
واقعا ارزش ثبت شدن رو داره بيخيالشون شين و اونو بنويسين.
+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت
7:59 |