تبليغاتX
مديريت كسب و كار ايراني - كارگاه كار تيمي

مهارت كار تيمي يكي از مهمترين ويژگيهاي انسانهاي قرن بيست و يكم است. امروزه افراد بدون همكاري با يكديگر نمي‌توانند دستاوردهاي بزرگي به دست آورند يا به موفقيتهاي چشمگير برسند.

متاسفانه فرهنگ و آمادگي كار به صورت گروهي در ايران آموزش داده نمي‌شود. بهترين زمان براي شروع اين آموزش از دوران ابتدايي است. كودكان ابتدايي بايد در قالب كارهاي گروهي در كلاس‌هاي مدارس اين مهارت را در خود بپرورانند. منابع مطالعاتي هم تنها به چند عنوان كتاب محدود مي‌شوند كه جنبه تئوريك موضوع را پشتيباني مي‌كنند. ولي نمي‌توان اميد داشت با مطالعه چند كتاب و بدون انجام كار عملي به مهارت در اين زمينه دست يافت.

در سال 2005 در دانشگاه MIT يك كارگاه آموزشي كار تيمي در قالب برنامه كلاسي برگزار شد كه به صورت كاملا عملي دانشجويان را درگير مهارتهاي تيمي مي‌ساخت. اين كارگاه را به صورت مشابه و با اندكي تغييرات و بومي‌سازي دو بار در دانشگاه علم و صنعت ايران برگزار كرده‌ام و به اميد خدا تعداد ديگري را هم انجام خواهم داد.

در اين كارگاه شركت‌كنندگان در قالب سازمان‌هاي مجازي با اجراي يك طرح توليد به تمرين كار تيمي پرداخته و پس از آن، با تحليل عملكرد خود به دريافت‌هاي ذهني خوبي در زمينه مهارت‌هاي تيمي مي‌رسند. به نظر مي‌رسد اين روش به مراتب بهتر و موثرتر از مطالعه صرف يا شركت در يك سمينار و سخنراني يك‌ساعته باشد. شركت‌كنندگان به صورت واقعي چالش‌هاي يك كار گروهي را لمس كرده و براي آنها راه‌حل مي‌يابند.

كارگاه امروز بسيار خوب بود. با اينكه واقعا پير شده‌ام و ديگر كشش يك سخنراني 4 ساعته را ندارم ولي انرژي شركت‌كنندگان به من انرژي مضاعف مي‌داد. تعدادي عكس از كارگاه امروز را هم گذاشته‌ام.





قابل توجه شركت‌كنندگان كارگاه امروز: من فراموش كردم نشاني پست الكترونيك شما را فهرست كنم، بنابراين اگر تمايل داريد در كامنت همين پست ايميل خود برايم بگذاريد.

 

در صورت تمايل براي هماهنگي و برگزاري اين كارگاه در دانشگاه/موسسه/سازمان/مدرسه تان، مي‌توانيد با من به نشاني purmehdi at gmail dot com تماس بگيريد.


پ.ن: در جواب كامنت هاشم عزيز، چون از حداكثر كاراكترهاي بلاگفا تجاوز مي‌كرد يك پسانويس مي‌گذارم:


 

هاشم عزيز، اولا خيلي خوشحالم كه بعد از مدتها يك سيگنالي از تو به من رسيد! ;)

من با گفته تو كه ما در ايران كار تيمي توي خونِمون نيست و همه باهوشيم و اينا موافقم و مايلم در كنار اون نظر همه رو به يك جمله متواتر از كتب ديني سالهاي مدرسه جلب كنم كه مي‌گفت: «روح انسان در بدو تولد همچون صفحه سفيد و پاكي است كه هيچ لكه‌اي روي آن وجود ندارد...»


پرسش من اين است كه چطور مي‌شود كودكي عجين با كار تيمي بزرگ شود وقتي:

 

پدر مي‌گويد: تو بايد در كلاس بهترين باشي.

بچه عاقل: من در بين هم‌كلاسي‌هايم خيلي محبوبم!

پدر مي‌گويد: توي نمرات كلاسي گفتم نه توي بازي. به كجا مي‌خواهي برسي؟! وقتتو بذار روي درساي خودت

 

مادر مي‌گويد: چرا از تغذيه‌ات به بچه همسايه دادي؟

بچه عاقل: مامان اون بنده خدا داشت از گرسنگي مي‌مرد!!!

مادر مي‌گويد: خيلي خوب، اشكال نداره. آيا اون هم تا بحال از تغذيه‌اش به تو داده است؟

بچه عاقل به چشمان مادر زل مي‌زند و به فكر فرو مي‌رود.

 

بچه عاقل: مادر، پدر، من مي‌خواهم يك هفته عصرها در مدرسه بيشتر بمانم و به هم‌كلاسي‌ام كه درسش ضعيف است كمك كنم...

پدر و مادر: !@P))^)^%@%)#^$&$)@^$)(@^$)

 

ما اين طور بار مي‌آييم. مي‌شود جور ديگري بار آمد. جاي آموزش مهارتهاي كار تيمي در دبستان است نه در دانشگاه. يعني همان وقتي كه بچه‌ها واقعا موشك كاغذي ساختن را ياد مي‌گيرند.


+ نوشته شده توسط مصطفي پورمهدي در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 22:40 |