و اينك برگشتهايم. شاد و خرم...
سفر خوب است. تجربه را زياد ميكند. ميگويند بسيار سفر
بايد...
در اين سفر چيزهاي زيادي را تجربه كرديم. دوستان و آشنايان زيادي را ملاقات كرديم، كارهاي زيادي به
انجام رسانديم و مايليم آنها را با شما در ميان بگذاريم
در اين سفر با مفاهيم جديدي آشنا شديم. مثلا همين مفهوم زيرشلواري كه كاملا برايمان ملموس گشت.

فهميديم كه دكترها معتقدند برخي اوقات شيطنت براي روح و جسم
آدم خوب است. به ويژه اگر به جريمهاش بيارزد.
همانگونه كه مشهود است هيجان زايدالوصفي براي ديدار از آثار
تاريخي داشتيم.
اين ميدان ساعت نيز ما را به ياد جوانيهايمان و ميدان بيگ بن
لندن ميانداخت.
در نگهداري از آثار تاريخي تمام سعي و تلاش خود را به كار
گرفتيم كه در برخي مواقع به جاننثاري هم تنه ميزد.
گاهي در جو گرفتار ميشديم
البته نه فقط ما. ديگران هم (عكس از خودمان است كه با يك
موبايل فكسني گرفته گرديده ميباشد)
وقتي در سفر باشي فرصت ميكني چيزهاي زيادي را امتحان كني.
مثلا اينكه هميشه دوست داشتهاي بداني جنيفر لوپز وقت عكس گرفتن چه حسي ميگيرد!
يا اينكه اگر آلبومت مجوزش را بالاخره بگيرد (مژده به
طرفداران!) چه عكسي بايد روي قاب سي دي چاپ شود...
وقتي در سفر باشي جرات و جسارت بيشتري احساس ميكني. مثلا
ميروي و در قلب يك قبرستان كنار سنگهاي قبر مينشيني. اينها واقعا سنگ قبر هستند
مربوط به هزاران سال پيش.
يا
اينكه در يك قبر زيرزميني تاريك و مخوف مينشيني و گذر
عمر ميبيني (قبر سلطان جهانشاه و همسر و دخترش در زيرزمين مقبرةالشعرا)
[تصحيح: زيرزمين مسجد كبود! مرسي از مهدا و ناصرالدين ميرزا]
و زماني براي عشقبازي...!
و زماني براي شكار آدمها
و زماني براي گذراندن با ساز و هواداران تشنه!
البته گاهي هم خسته ميشديم
ياد گرفتيم بعضي چيزها بعضي جاها عادي هستند
ولي حتي در چنين جاهايي هم ميتوان كارهاي غيرعادي كرد.
مثلا دويدن در عرض ماشينها در يك ميدان شلوغ
ياد گرفتيم كه بعضي اوقات آيندهنگري خوب است چرا كه ممكن
است تركزبان باشي ولي روز ملي شعر و شاعري پارسيزبانان به نامت شود (با پوزش از
هواداران استاد! ميدانيم كه استاد اشعار فارسي نيز دارد)
ياد گرفتيم شجاعت چيز خوبي است و از شجاعان در آينده به
نيكي ياد ميشود. اين سنگ قبر يكي از فعالان مشروطه است كه خ**يه اسلام و مسلمين
لقب گرفته است، البته با زبان همان موقع نوشته شده است!
يادگرفتيم بهرهبرداري از هر موقعيتي براي مطرح كردن خويشتن
خويش. به قول آل پاچينو در وكيل مدافع شيطان: vanity is definitely my favorite sin
و بالاخره فرصت خوبي بود براي تقويت زبان هفتاد و ششم خودمان! بزودي توجه شما را به اين فايل صوتي جلب ميكنم: دانلود فايل (هنوز غيرقابل دسترسي!)
